چشمات وروهم بذاروتوخیالت
یه عددروی کاغذبنویس
هرچقدرمیتونی جلوی یک صفربذار
صفحه ات که تمام شدصفحه دیگربگیر
کاغذت که تمام شد کاغذدیگربخر
دواتت که ته کشیددوات دیگه بیار
جوهرت که تمام شدجوهردیگه بخر
وقتی دستت خسته شدازدوستت خواهش کن که اوصفربذاره
دست اوکه خسته شد توبازادامه بده
توکه غذامیخوری اوصفربذاره
وقتی توصفرمیذاری اوغذاشوبخوره
شب که میشه به نوبت بخوابین
توصفربذاراون بخوابه
وقتی که بیدارشدتوبخواب اون صفربذاره
ژپیرکه شدین به بچه هاتون بگیداین کارودنبال کنن
شب وروزبنشینندوصفربگذارند تاآخرعمرشان
همینجوردست به دست.پشت به پشت تاآخرروزگار
آخرهای عمرتان وقتی دیگه پیرشدین پیرزمینگیرشدین
یک لحظه دست ازکاربکشین
صفراتونوروکاغذبشمارین
خودتونوتوآیینه ببینین
روزاول فقط دوتابچه بودین
فقط بلدبودین که صفربگذارین
حالادوتاپیرزمینگیرشدین
فقط میتونین صفربشمارین
چی شد؟هیچی
بازبچه شدین.مثل روزاول شدین
اون روزهابزرگترهادلشون براتون میسوخت
نازتون میکردن.پرستاریتون میکردن.گاهی هم مسخرتون میردنوحالاهم کوچکترها
چون حالابچه ترشدین
حالابچه پیرین.بچه ریش وپشم دارین
۷۰سال.۸۰سال.۹۰سال.۱۰۰سال راه رفته اید
صدسال کارکرده اید
آخرکاررسیده ایدبه اول
بازبچه شدید:روی سفیدتون سیاه
موی سیاهتون سفید
قدسروتون کمون
الف قامتتون دوریک نقطه یک پیچ
سرتون خم شده روی پاهاتون
گوشه ای نشسته گوله شده زانو به بغل
سربه زانومثل چی؟
مثل جنین.مثل روزاول!
خاک بودین خوراک شدین
لقمه ای دردهان بابا.لقمه ای دردهان مامان
تودل مامان مثل یه تخم مرغ تودل مرغ
باگرمی تن مامان.باخون بدن مامان.توزنده شدی.بزرگ شدی.۹ماه گذشت
مامان دردش گرفت
تخم مرغ وشکستی یکهوبیرون جستی
افتادی توگهواره
چشمات نمیدید.گوشات نمی شنید.پاهات نمیرفت.دستات نمیگرفت
مغزت کارنمیکرد.هیچ چی نمیفهمیدی.هیچکس ونمیشناختی
فقط سه کاربلدبودی
۱-شیرمکیدن۲-زیرت شاشیدن۳-گریه کردن
صدسال گذشته
چشمات نمیبینه.گوشات نمیشنوه.پاهات نمیره.دستات نمیگیره.مغزت دیگه کارنمیکنه
توبسترت افتادی فقط سه کاربلدی
۱-...........۲-..............۳-..........
بعدمیمیری میگذارنت تودل زمین
بازخاک میشی ازتوهیچی نمیمونه
تومیمونی
آدمیزاد دورمیزنه
مثل زمین.مثل زمان.مثل بهار.مثل همه چیز
هیچ بودی.خاک بودی.دورزدی.هیچ شدی.خاک شدی.
ازتوچیزی که میمونه
کاری که کردی میمونه.هرکاری کردی میمونه.کاری اگرکردی میمونه.
**************************************************************
توبچه جان!بچه۹ساله.۱۰ساله
که هیچ بودی خاک بودی خوراک شدی
۸۰سال دیگه۹۰ساله دیگه یه بچه پیرمیشی.هیچ میشی.خاک میشی
دورمیزنی.دایره ای بی جهت بی معنی توخالی
بازازآخرمیرسی به اول مقل صفر
وقتی برای خودت زندگی کنی
وقتی بخوای فقط برای خودت باشی
تنهاباشی
وقتی بخوای فقط باصفرهاباشی
عمرتومثل یک خط منحنی روی خودت دورمیزنه
مثل صفربازازآخرمیرسی به اول
میمونی.می گندی
مثل مرداب مثل حوض
بسته میشی مثل دایره مثل صفر
امااگرجلوی یک بنشینی
اگربخوای فقط برای یک باشی
ازپوچی و ازتنهایی دربیای
همنشین یک بشی؟!
بایدبرای دیگران زندگی کنی
عمرتومثل یه خط افقی پیش میره
مثل راه.مثل رود.............